غم
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا
گذاشتی…
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند….
دلم بدجور برای تو تنگ است دلیل بودنم….

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفتی بی آنکه نباشی

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است…
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد

"اين" روزها چه قدر دلم هواي "آن" روزها را کرده …
اين روزها پر طرفدارترين بازي در بين آدمها ، بازي با “احساسات” است !!!

خيلي وقت است فراموش کرده ام کداميک را سخت تر مي کشم ؟
رنج !
انتظار !
يا نفس را …
مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودي عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو ميگم كه بازنده منم...

تو که میدانستی با چه اشتیاقی...خودم را قسمت میکنم
پس چرا ...زودتر از تکه تکه شدنم...جوابم نکردی...برای
خداحافظی ...خیلی دیر بود...خیلی دیر !!


تو که میدانستی با چه اشتیاقی...خودم را قسمت میکنم
پس چرا ...زودتر از تکه تکه شدنم...جوابم نکردی...برای
خداحافظی ...خیلی دیر بود...خیلی دیر !!

بارون رو دوست دارم هنوز / چون تورو یادم میاره
حس میکنم پیش منی / وقتی که بارون میباره
حس میکنم پیش منی / وقتی که بارون میباره

+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۰۴ ساعت 12:8 توسط علی بیاتی
|
سلام